ابو الحسن قزوينى
44
فوايد الصفويه ( فارسى )
شاه عباس قدر قدرت كه هست * كامران و كامبخش و كامياب اين قران سعد را تاريخ جوى * گشتم از انديشهء قدسى خطاب ساخت روشن شمع مجلس را و گفت * ماه شد مهمان بزم آفتاب القصه اين شاه آسمان جاه بعد از آن كه قلعهء گنجه را محاصره نموده و مستولى شد ، حاكم آنجا را به تيغ سياست گذرانيده ، لشكر به گرجستان برد و سرداران آن طايفه را مقتول ساخت و به قول مؤلف « تاريخ خلد برين » ، قريب چهار هزار از گرجيان اسير فرمود ، و لشكر تاتار [ را ] كه با لشكر روم اتفاق نموده و به استيصال قزلباش آورده بودند ، محاربهء عظيم كرده ، شكست فاحشى داد . در سال سى و شش جلوس مطابق سنهء احد و ثلثين و الف بعد از رخصت نمودن خان عالم ايلچى حضرت جنت مقيم سلطان سليم و فرستادن زينل بيگ ايلچى خويش به درخواست قلعه قندهار و توابع آنست ، نظر به مضمون صدق مشحون القرض مقراض المحبت ، شهرهاى سرحد ممالك ايران كه شاه طهماسب به جهت ( 69 ر ) اخراجات همايون پادشاه و لشكرش امداد و مرحمت فرموده بودند كه بعد از فتح كشور هندوستان رد نمايند ، تا ايام زمان آن حضرت به حيله گرفته ، پس نداده بودند . چون مكررا ايلچيان خاقان سكندر پاسبان ، بى نيل مقصود از هندوستان مراجعت مىكردند ، نظر بر تاثير آب و هواى هند حقوق ديرينه پادشاهان جنت آرامگاهان عليه صفويه را سلسله جليله بابريه ، بر طاق نسيان گذارده بودند ، حضرت شاهنشاه زمان به بهانهء سير و شكار به ظاهر قندهار رسيده ، در عرض هفده روز آن قلعهء فلك شكوه را كه به مصدوقه اين مضمون عصار تبريزى كه فرد : ز سنگانداز او سنگى كه جستى * پس از قرنى سر كيوان شكستى و عبد العزيز خان قلعهدار بود « 46 » ، مفتوح نمود . الحق در گرفتن آن قلعه كه از سه طرف آن كوه كيوان شكوه فصيل كه سر به كهكشان كشيده ، يد بيضا فرمود . وصف قلعهء قندهار در كتابها « 47 » مسطور است . در اين عصر از آن قلعه نام و نشان نيست و از بين نوع انسان خالى است . آن حضرت بعد
--> ( 46 ) - برلين . قلعهدار او بود . ( 47 ) - هر دو نسخه كتبها .